خرید بک لینک

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند / فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی / دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
براستی تو کیستی ؟ چیستی ؟ و از کجایی ؟ که هر گاه اسمت را میبرم قلبم به تپش می افتد و تنم داغ میشود و تمام وجودم سرشار از ذوق و شوق رسیدن به تو میشود .
نامی آشنا داری ، انگار از همان بدو تولد و یا قبل تر و یا حتی از ازل تو را میشناختم و صدایت را شنیده بودم ، صدایی که میگفت :« ای بنده من تو تنها نیستی ، من با توام .»
آری تو با منی ، نزدیک تر از رگ گردن ، نزدیک تر از شبنمی که پوست صورتم را نوازش میکند ، نزدیک تر از هر چیز ، نزدیک تر و نزدیک تر ، انگار که تو خود منی. همان گونه که میگویند :«ای انسان ، تو خود خدایی ،اگر دانی .»
من از خود هیچ ندارم و هر چه دارم و هستم از توست .
نمیدانم اگر تو را نداشتم چه میشد ؟ آن موقع این قلب برای که میتپید و جز تو جایگاه چه کسی میشد ؟ براستی هیچ کس .
هیچ کس جز تو ارزش اسکان در قلب مرا ندارد و اگر مهری از کسی بر من اثر کند براستی آن شخص رنگ و بوی تو را دارد .
نمیدانم چرا هرگاه میخواهم برای تو بنویسم یا با تو سخن بگویم بغض گلویم را میفشارد ، انگار عظمت و ابهتت مرا گرفته ، اما با این عظمت بی پایان ، باز هم زمانی برای من نحیف و بی مقدار که در نامحدودی تو محدودم و در عظمت تو گم شده ام ، میگذاری .
چه کسی را مثل تو بیابم که هرگاه گریه کنم ، نگران شود و هرگاه بخواهم درد دل کنم با تمام وجود گوش دهد بدون اینکه سرزنشم کند یا حتی خسته شود ، هرگاه تنها شوم در کنارم باشد ، هرگاه غمگین شوم در آغوشم بگیرد . پس جز تو چه کسی لایق پرستش است ؟ جز تو بر چه کسی میتوان توکل کرد و چه تکیه گاهی مطمئن تر و امن تر از توست . چه قاضی ای عادل تر از تو و چه صادقی ، راست گفتار و راست کردارتر از تو و چه مهربانی ، مهربان تر از تو و چه دانشمندی ، عالم تر و آگاه تر از توست ؟
براستی که تو کامل ترینی و کامل تر از تو نیست . پس وقتی میدانم که با توکل بر تو هر چیزی به بهترین شکل در زمان خودش به وقوع می پیوندد ، چرا به تو توکل نکنم؟
دوستت دارم خدا به خاطر [هر چه دادی که میدانم رحمت است و هرچه ندادی که میدانم حکمت است و هرچه گرفتی که میدانم آزمایش است .]
خوشحالم از اینکه دارمت و از اینکه تو را میپرستم کمکم کن تا بتوانم در حد لطف و محبت و عظمت تو باشم و شایسته بندگی تو را داشته باشم ، بندگی خدایی با صفا و مهربان که هرچه از صفاتش بگویم باز کم است و فکر صغیر من توانایی فهم همه ی آنها را ندارد .
پس مرا ببخش اگر در کاری کوتاهی کردم و بر خلاف انتظاری که ازمن داشتی رفتار کردم . خدایا خوب میدانم چیزی نیستم جز آنکه خواست توست .
مرا ببخش و جاده های آسفالته را در مسیر رسیدن به هدفم یعنی خدایی شدن و نشان دادن راه های خدایی شدن ، قرار ده .
خداجون دوستت دارم .

برچسب: نویسنده: رضا امیری تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 2:10

صفحه بندی